ستاره ها درد مرا نمی فهمند ، مهتاب خاموش مانده است،
چون ابرهای سیاه روی آن را پوشانده اند…
تنها امیدم به مهتاب بود اما…
حالا به چه کسی بگویم درد دلم را در این شب غریبه!…
@رضــــا کدامین قلب را باور کرده ای که حالا تو را باور کنند؟ شبهای من همیشه بی ستاره است… اسمانت پر ستاره باد! نباید اشک بریزم…! نباید بغض کنم…! و نباید لبخند بزنم…! شمعی در باد را چه سود شمعی در باد را چه سود…. شیوا را رها کنید از زنجیر هایتان از قفس هایتان چاره ای نیست ای دوست باید درخت بمانی!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .