@♥ღ سکوت زندگی♥ღ روزهای بدی در #زندگی آدم می رسد که هیچ کسی حتی نمی پرسد : خوبی ؟ برای چنین روزهای بدی نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی و نامش چه زیباست ... #خدا !
@♥ღ سکوت زندگی♥ღ سلام پدر دلگیر مباش از "طفلك"ات اگر ماندهاست در راه. اکنون شش سالی است که روز پدر نزدیک است و تو نیستی" گفتم:"بمان، میآیم" و نماندی و من ماندم. تو رفتی این روز. گفتی:"نمان در این غربت" میبینی پدر، میبینی كه ماندهام. توان رفتنم نیست. هنوز هم التهاب آنروزها با من است و زمان، نبود تو را بیشتر میكند. كجاست عادت خاك؟ كجاست سردیاش كه مرا نمیگیرد. باور دارم كه هستی. هنوز منتظرم كه چشمان منتظر تو را ببینم، وقتی مسافرِ خانه تو میشوم. سایه مانده روی دیوار اتاقت غریب است و غریبی میكند. هنوز بغضم میشكند وقتی عقربهها میرسند به صبح دم وقتی قلبت ایستاد و قامت بلندت ترك خورد...
اول از همه #سلام به رویِ #ماهِ همه #دوسمی ها ... شبتون #شیک ! بعدشَم میخوام #خطاب-هایِ#دوسمی هامو #بازنشر کنم ... پس #صبور باشین لطفآ... چون یه نوع #قدردانی میدونم ... ممنون از اینکه بیادَم بودین ...به هر صورتی ! و شرمنده از اینکه نگرانتون کردَم ... ولی باور کنید #مُشکلی برام پیش اومد که ... : )
@♥ღ سکوت زندگی♥ღ من باز هم می نویسم.. چه کار به حرف مردم دارم! زندگی من همین است.. شب که می شود دوباره مجنون می شوم ، شعر عاشقانه ای می نویسم ،خیره می شوم به عکست و با خودم فکر می کنم: مگر می شود تو را دوست نداشت...!!!
در مکّه دیدم ، خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته ... و انسانها به دور ِ خویش میگردند ! در مکّه دیدم ، هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست ! دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید ، غافل از اینکه آن دوره گرد ، خود ِ خدا بود ! در مکّه دیدم ، خدا نیست ! و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم ، و درهمان نماز ساده ی خویش ، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم... آری ؛ شاد کردن ِ دل ِ مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست ، که خدایی در آن نیست ...! __________ حسین پناهی با احترام به تمام عقاید
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .