♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را به مریضی میزنم تا دستت را روی صورتم بگذاری و من به بهانه تب تا میتوانم خودم را لوس کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در بدنم تمایل تو در تمام سلول ها زندانی ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رودخانه ام به دریا ریخت تا گم شوم از تو .و پیدایم کند موج...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رد بو سه های من بر پیشانی ماه راست گفتی عزیز! خدا هیچ کار خیری را بی اثر نمی گذارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز گرانی شیر، پنیر، ماست از ماست که بر ماست!.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرنوشتم را در دستمالی معطر از عطر نعناع می پیچم ونگاه میکنم جای پایت را در مسیر سکوت ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی فکر میکنم .... دیگر چیزی برای فکر کردن وجود ندارد... برای همین قلم در دست میگیرم تا بنگارم از بی فکری هایم... شاید کسی را بیابم که هم فکر من باشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سر سنگــيـــن شــده است نگاهـــتــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق یعنی قطـــــره قطـــــــــره آب شدن،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رامن چشم در راهـــــــــــــــــــــــــــــــــــم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نهايت تو اغاز مرداب است ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .