♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر دور شده ای که چشمانم حتی خواب آمدنت را هم نمی بیند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به یُمنِ قدمت قلبم می ایستد این مردن ادب است ........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت بی رمق شده از خستگی نیست می دانم... از کهنگی جنس من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه چیز را برداشته ام یک چمدان یک آه و چند تکه لباس دریده.... می روم! فقط به آن دیگری که آمد بگو جا خوش نکند که پهن نکرده باید جمع کند...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه همراه خوبی است درد! وقتی بهانه ای یرای ناله کردن نداری..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چندیست شعرهای سپیدم سطر سیاه دفتر مشق کلاغهاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پائیز ...حکایت طولانی خواب های سیال پرندگان است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکم درد باش نمی خوام دیگه درمون
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سختــــــــ استــــــــ ببــــــازی همــــه ی احســـاس پــاکتـــــــ را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــــن همــ ـا نــم .... خـــوبـــ تمــــاشا کن ... !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .