♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام/ خواهم که جاودانه بنالم به دامنت/ شاید که جاودانه بمانی کنار من/ ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش می دانستم برای چه زنده ام؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سقوط می کنم هرشب بدون ِ تو..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تو را خواهم برد تا فراسوي خيال
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در باران خيس شد ....غزل هایم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید مسافر بود و سفر کرد و هجرت را تکرار و تکرار و تکرار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فاصله میان من و تو....نگاهی ست که از من دریغ میداری و دستانیست که محکوم به لمس وجود دیگریست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از قول من به آن لعنتی بگویید: خیالش تخت .. من دیوانه هنوزبه خنجرش هم وفا دارم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تلخي ِ من شيرين نمي شود قندهايت را براي مراسم تدفين نگه دار !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ارزو های قشنگم واسه تو سهم کی شد ؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .