♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایت می نویسم.......سرت گرم دبگریست....کفش هابم....مسافرم کردی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسوس.... که رویا بود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زن همسایه تنش را می فروشد و من شعرهایم را ! بین ما فاصله زیاد نیست . هر دو مجبوریم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرت را بالا بگیر ... سینه ات را سپر کن و صدایت را بنداز ته حلقت و فریاد بزن: " من فراموشش کردم " و بعد راست دماغت را بگیر و تا ته برو ... . . . پینوکیوی بیچاره !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مشروب... شعر... سیگار... ... بغض... ضجه... شب گریه... دعا... خـــــدا... لعنتی تو با چه چیزی فراموش می شوی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برای یک گذشته ی ساده لَکــــ زده ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درکش سخت است ........خدایا.....دلتنگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سير شده ام بس که از آدم ها زخم خورده ام !! خدا خيرتان دهد به من محبت دروغين تعارف نکنيد !! من سيرم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خداوندا این روزها بیشتر می شنوی انگار.... ومن برعکس ، کمتر حرف می زنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شـبــ کـه مـیــشـود سـرمـان تـاریـکـــ ، دلـمـان پــر نـور صـبـح کـه مـی شــود سـرمـان سـنـگـیـن ، دلـمـــان خـامـوش
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .