♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا خانه ایست که چند قدمی بیشتر نمیتوانم ازآن دور شوم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبهایم در هجوم سکوتیست که بغضهایم را خفه میکند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من با خود بیگانه ام این تن پر از توست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا سرد است می بافم بر تنم یاد تو را تا خود بیایی شاید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر دم از آئینه میپرسم ملول چیستم دیگر , بچشمت چیستم؟ لیک در آئینه میبینم که وای سایه ای هم زانچه بودم نیستم... فروغ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرد اگر این غرور و غیرت لعنتی و این اسم را با خود یدک نمی کشید ؛ مطمئن باش از هر زنی بیشتر مشتاق یک نوازش و یک آغوش بود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دنبال ِ همراه ِ "اوّل" نیستم ! این روزها اول ِ راه ، همه همراهند.... باید به دنبال ِ همراه ِ "آخر" گشت ... همراهی تا آخرین قدمها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام از امیدهای کوتاه.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حضورت آتش ست و شراب عاشقیِ شباب پس چرا در نبودنت اینگونه مبتلایم و بیمار؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تو را ... ناشیانه می نویسم مردمان با خواندنت شاعر می شوند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیت که کردی به رفتن باید میدانستم که قامت به تنهایی ام بستی و دلم را تا نهایت سفر شکسته میخوانی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز هم دیوان خافظ را گشودم.....سیبی افتاد.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 13 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .