♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم بودن تاوان سنگینی دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کودک عشق، فردا را نمی شناسد، دیروز را نمی داند، فقط زنده است و زندگی را می چشد،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دلت خسته شد دیگر خنده معنایی ندارد. فقط می خندی تا دیگران غم اشیانه کرده در چشمانت را نبینند"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید رویایی با تو بودن نیز...با سرمای زمستان... با سوزی سرد در افکارم یخ ببندد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر روزی رفیقی مهربان آمد زتو پرسید فلانی کو...؟؟! بگو در سنگر ناکامی و حسرت بسی جان داد ولی تا لحظه آخر چنین می گفت: امید من .....بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی باید قدردان انسانهای شریف بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنار خاطرات تو ، پُر از خیسی بارانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکــــــــــــوتــــــــــ قانون زندگـــــیم باشد...وقتی واژه ها درد را نمـــــی فهمند!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اعتماد مثل كاغــذه ... که اگه مچاله شد ، هر چقدر هم صافش كنى محاله به حالت اولــش برگرده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خنده ات که تلخ باشد دلت که خون باشد تو هم دلقکی... در سیرک یا خانه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا...!! ازتوممنونم که مرادرحدایوب میبینی.. امامیشودتمامش کنی؟؟... بریده ام!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهم به رهگذر خسته ای است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .