♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غریبه!! وقتی حرفهایم جمله نمی شوند بگذار سکوت زنگ هم صدایی ها را به صدا در آورد،که سکوت نهفته ترین روزهایم را به بار نشسته است.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این دلتنگی مرا به نیستی میکشاند...............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دچار عاشق نیست دچار گرفتار است در دام توهم و خیال
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازیگر خوبی نیستم! بازیگر نیستم! اصلن خوب هم نیستم! برای همین دلم می خواهد امروز نقش مُرده را بازی کنم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروب شد دوباره پناه می برم به شعرهایم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هیچ وقت بی خیال من نشدی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوشی موبایلم تکان می خورد و انگار همه ی راه ها به جایی ختم می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که نم نم می ریزد انگار آسمان لکنت دارد مثل تو وقتی می باری روی چشمم زبانم بند می آید.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گل ها آب می نوشند اما کاسه را از چشمان ما قرض می گیرند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ابر می ریزد تمام اشک های مرا بر شهر
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .