♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواندی: « زیرِ باران باید رفت » و رفتی. از باران، بدم می آید دیگر!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی چشمانم را روی هم می*گذارم ... خواب مرا نمی*برد ... تو را می*آورد ! ...از میان فرسنگ*ها ... فاصله ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را با تو تعریف میکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی ها چقدر مهربانند ، ديدند کفش ندارم برايم پاپوش درست کردند !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو، هردم، درآینه می بینی،می چرخی دنیایت سراسر عید می گردد من اما در میان خط خطی پیشانی ام نابود می گردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی که قدم میزند.. تنهاست..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــــن ... این روزهـــــا صدای ثانیــــه ثانیـــــه فرامــــوش شدنم را می شــــنوم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی قلبم نوشتم شکسته است راحت باشید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به توگـفتم زنده ام با نفس خیال چشـمات چشـماتم تـنهام گذاشتن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهــــــــــــــــایی استخوان سوز است حتی در عاشقانه ترین ساعتهــــــــا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه پریشانی لذت بخشی است ، دلتنگ تو بودن!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 9 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .