♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـا به لنگیدن یکــــ جایِ کار عـــادت کـــرده ایـــم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم می خواهد بخوابم مثل ماهی حوضمان... که چند روزیست روی آب خوابیده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمها دو دسته اند: دوستت دارمها ... و منم همینطورها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـــایــد گــوشیــتـو خــامـــوش کـنـی تــا بـبـینـی کـیـــا نــگـــرانـــت میــشـــن . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از محبت بی نسیبم ...ای خداااااااااااااااااا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه... می باره و می باره و... اینقدر می باره تا آبی شه... آفتابی شه...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سلامتی پسری که وقتی نگاهش به غریبه دلربا افتاد، سرشو انداخت پایین و گفت: مرا عهدیست با.....جانان....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل آن است که شاهرگ بی خیالی ام را زده باشم بند نمی آید این حاله سر خوش بودن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام ولی تو هوای بارونی دل خستگی مو در می کنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستان تو که نباشند هجوم اینهمه تنهایی را تاب نمی آورد این اتاق...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .