♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده خط خطی می كنم دلتنگی هایم را بی دلیل، بی هیاهو بی "تو" !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حكايت من با تو ، حكايت "قهوه" ايست ، كه امروز به ياد تو ... ... تلخِ تلخ نوشيدم ! كه با هر جرعه ، ... بسيار انديشيدم ، كه اين طعم را دوست دارم يا نه ؟! و آنقدر گير كردم بين دوست داشتن و نداشتن ، كه انتظار تمام شدنش را نداشتم ! و تمام كه شد ، فهميدم ، باز هم قهوه مي خواهم ! حتي ، تلخِ تلخ !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقی اوارگی , بیچارگی دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به قول حضرت دلبر: صفـــــر را بستند، تا ما به بیرون زنگ نزنیم. از شما چــــــــه پنهان، ما از درون زنـــــــــــــــــــــگ زدیم !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم چون ضریح به این پنجره چسپیده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شانه های کسی تاب نمی آورد گریه هایم را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جمع میکنم بساط این زندگی را بدون تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دلم ریخته سردی نگاهت زمستان دیگر برای چه من هستم و هزاران چله در دلم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تلخ ترین اتفاق زندگیم رفتنت نبود که زمین گیرم کرد حرف از حادثه ایی است که افتاده در دلم تو هرگز مرا دوست نداشتی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن قاصدک که برایت فوت کردم..... جایی بین ما سرش به هوا شد و انگار به تو نرسید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این رسم زمانه است بودن اگر رسم زمانه نیست رسم کجاست؟ من می دانم رسوم دنیا را اما...... دنیا حتی به رسوم خود نیز وفادار نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟ بـگـذار سـخـت باشم و سـرد! بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه! خـورشـیـدکـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک ! اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک ! او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا از انتظارت می کـُشی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم تمام رویای من به هم ریختن موهایت است...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .