♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگ همچو پلکی در انتظار لمس اشک!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام جوری که نبینـــ ـــی و نشنـــ ـــوی گوشه ای نشســتــ ــــه ، و رویاهایش را به خاک می سپـــ ــــــارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی خاطره ی کوتاهی است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم پر از زخم هایی است که قرار است وقتی بزرگ شدم فرآموششان کنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسوس دلم درد می کند! کاش پرنده بودم ... بی زبان!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی کــــــــــــــــــــــــــــــــــــات خورده! نمایش های پرواز با دکلمه های اجباری اکران شده اند . . . اما من اهل فیلم نیستم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من درد کلماتم را می فهمم.دردی که فریاد نه....آه می کشد.خسته آه می کشد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطرات کودکی زیباترند......باوجود سوزو سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط یه ذره مهربون یاش....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به تردید نیازی نیست من غصه میخورم بس کن دیگه بشین به روحت استراحت بده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در من نشسته وگریه می کند .....سایه ای...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .