♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در گهواره هم که باشم باد هم که در گوشم لالایی بخواند حتی اگر گلبرگ های رازقی نوازشم کنند... بی "تو" مرا با خواب چه کار...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها دلم حرفی ندارد تا پیاده کند روی سنگفرش این خانه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساعتهای نبودنت روی مچــم بسته نمیشوند حلقه میشوند دور گــــــــردنــــــــم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی آنقدر تنها می شوم که حس می کنم سایه ام را باد برد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عـاشـق روزهــایی هستـم که مهـربان میشـوی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حادثه نزدیک است و من میان انبوه صداهایی که نمی شنوم به انتظار زیبایی یک بوسه ام.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نکبت می بارد از این زندگی وقتی آغوشی برایت گشوده نیس!! نفرینم می کنند این دستها که سالهاست نوازش نشده اند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .