♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را می تکانم قلبی تیر خورده به زمین می افتد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا كي كنار بهت غزل....... مي نشاني ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره باز مي شود وباران نم نمك بر گونه هاي منتظرم می ریزد... باران صداي چشم هاي كسي را با بوي كاهگل تركيب مي كند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تیغ _واژه ای چند ازتو می خواهم.. مگردست آبرویی بریدن از این همه زلیخا... که بنیامین یوسف ترین برادرم به چاه بهتان نابرادرها خواسته است..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در نیمکره ی راست ذهنم به معجزه دل خوش کرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لب هایت بوی ِ سیب میدهـد میخـواهی آدمـــــم کنی ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من را از هر طرف نگاه کنی ، عاشق تو از آب در می آیم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران گیتار فلامینکو و فکر کردن به تو . . . تا که نت ها بر لبانت معنا شوند و جهان جان بگیرد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .