♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهای ... شب به شب اینجــــــــ ــ ــــــــا برایت می نویسم، تا بدانی چه به سرم آورده. . . . یادت..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گناه بی قراریم به گردن غم توست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در من بخوان ای عزیزترین آوا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من كه در دايره ي تو پي تسليم بودم/ ور نه اين دل به خرابات تو راهي كه نداشت/ لطف تو شامل ما گشت و به ميخانه شديم/ آنگه استاد ز علمت به نهان خانه گذاشت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانت را بشور میان خاکسترین رنگ میان دودی که لا به لای نفسهای سرد من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبخند كه ميزدي با من بود . . . خدا را مي گويم ! مبهوتم شايد . . . خدا در لبخند تو جاريست . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها سکوت مانده و حرفی نمی زنی ، حس می کنم که عاشق دنیای بی منی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو تنهایی و من هم تنهایم تو خاطراتت را میسوزانی تا گرم شوی ولی من خودم میسوزم تا خاطرات گرم بمانند خاکستر خاطرات تو را ، باد میبرد وخاکستر من را ، یاد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس تلخِ انتظار و حسرت و این راه دور!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیس ! سکوت زندگی رو با صدات نشکن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سرم زده هوای رفتن رفتن از این خانه رفتن از این شهر رفتن از این آب و خاک
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطار می رسد برای بعضی ها کسی منتظر نیست برای بعضی ها کسی را نمی آورد اما ، بیچاره آن هایی که مسافرشان را دیگران به خانه می برند.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .