♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقت دلتنگی کجابروم وقتی که تمام شهر چاردیواریست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه خیال ها کرده اند خیال های من وتو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه رودباخودمیوه غلتان نخواهدداشت به دست اور اناری را که از دست تو خواهدرفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قحطی همدم است. "من" به خوش آمد گویی تابلوی خیابان هم راضی ام.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ديــشـب خدا آروم صدام كَرد و گفـت:خـوابی ؟!!! عـشقـت داره قربون صَدقـه یـکی دیگـه میــره و تـو خـوابيـدی ؟!!! لـبــخنـد تلــخــی زدم و گـفـتـم: خدا جـونم اين همون مخلـوقيه كه موقع آفـريــدنــــش به خـودت "آفـــــــــــــرين" گـفتی !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم... یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای... کم می اوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پریان احساسم پرواز را فراموش کرده اند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه امروزی نه دیروزی ، مثل " نفس " تو هر روزی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .