♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز کن مشتم را ! هرکجای شمال که دست می گذارم درد می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فرقی نمی کند غوره باشم انگور یا شراب اگر نیایی کهنه تر می شوم و شاید روزی به چشمانت خواستنی تر اگر کهنه شراب دوست تر بداری
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گلها هرگز خیانت نمی کنند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به هنگام طلوع خورشید کوله را می بندم. فارغ از عشق و سراب.! بی خدا حافظی از شهر سفر خواهم کرد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی بلکه برای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکنند !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی! نترس گردوی کوچک....! آنچه سیاه می شود روی تو نیست دست آنهاست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به یادم باشید اگر دل شکسته شدید, اگر تنها ماندید و اگر بر لبهایتان خنده بود و در دل غم پروراندید. به یادم باشید اگر خواستید در اوج شکستگی بالتان اوج پرواز دیگران را نظاره گر باشید و اگر خواستید تا خواستنتان بر هیچ کس آرزو نباشد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر تاریکیهایم امیدی نیست ,
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر جا که هستی شاد باش از برم رفتی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در تمام گفته هایم از تو گفتم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریای اشکم شد نثار چشم مستت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 20 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .