♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی زانو که مینشینم تراش میدهم.... پیکرم را به شکل ثبت ِ لحظهای از تندیس ِ درد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این حالت، هیچ قیدی ندارد جز اینکه بفهمم دستهایم اصیل نیست آغوش، نجیب نیست و اسبی رم کرده است در گلههای اطرافم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان جای من است..مثل باران....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از پریدن خسته ام ... می خواهم ... اصلا نمی دانم چه می خواهم! وای ازین بی خبری...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذهنم را تکه تکه می کنند....خاطرات...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می گوید بخند و من گریه می کنم وقتی دلیل خندیدن سیاه بختی حاجی فیروز است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق یعنی : عصمتی پرپر شده عشق در این عصر ، مظلوم ست ، آه ..خدااااااااااااااااااااااااایا.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساحل نشين ناز من فانوس دريايي چشمك بزن تا باز گردد امن وآسايش بر عرشه ي طوفاني امواج هر جايي اينجا مسافر،موج، كشتي،ناخدا،تنهاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تو تا تو به پروازم بابالهاي شوق؛.... امروز با شراب شعر تو سرمستم ..نيماي باورم ..تنديس بي ملاحظه ي صبر ....برابتداي كوچه ي بن بست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه که نباید عاشق باشند یکی خودش را دار می زند از نفهمیدن تو یکی ودکا می فروشد یکی می نوشد یکی صوفی می شود وخیلی ها دزد درست وقتی دروغ نهادینه شده است مادر بزرگ می گوید اینها همه زیر سر توست!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 20 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .