♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردم است؛ کمی آوازِ عاشقانه بخوان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتش می زنم دودمان تنهایی را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام شب کمین کرده در پس خورشید چشمانت! روز است یا شب؟ اشاره کن.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از شـوق ِ ایـن خیال ، کـه دستــم بـه دسـت ِ تــوسـت ! مـن راه نمــی روم ... پــــرواز می کـــنم ..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از آسمان خانه ي من ابرهاي تاريك را بردار ميخواهم سير نگاهت كنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس و حال عجیب وغریبی دارم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .