♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نَباشیـــ بارانـــ ببارَد ، نبارَد... هيـــــــــچـ فَرقيـــ نِميكُند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیابان ها همانند پنجره ها و مردم بی رویا...همان تنها تویی که نیستی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من شعر را مدیون ِ ناز ِ صدایت و نام ِ آسمانی و نغز ِ توام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانو جان!! تو که اهل چای و قهوه نبودی چرا مرا روی آتش گذاشتی؟!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانوی من!! پایم به دستان تو گره خورده است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـــه انـــــا الیـــــه راجــــعون رسیده ام همین دم که نفسی هست که برود...که بیاید... خــــدا منتظر نشسته است _آینه به دست_
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوشته ها هم دیگر دست مرا خوانده اند بی تو، با خیالت پیش نمیروند، به دل نمی نشینند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خــوش بــه حــال مــردي کــه بــرایــش تــو شيــريــنزبــانــي کنــي . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش ... در خاطر کسی بودم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غمــم از وحشــت پــوسيــدن نيســت غمــم از زيستــن بــي تــو در ايــن لحظــه ي پُــر دلهــره اســت . . . شاعر: حمید مصدق
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلگــرمــي هــاي تــو بــال هــاي مــن انــد! چيــزي بگــو! گــاهــي چنــانــم بــي تــو، کــه عبــور گــربــه ي لاغــري از کنــارم نگــرانــم مــي کنــد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گــويــی پــدر ژپتــوی نجــار از ســرمــا، پينــوکيــوی عــزيــزش را در اجــاق مــی ســوزانــد، اينگــونــه کــه تــو مــرا . . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .