♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو اگـــــر نگران حال مــــن بـــــــــــودی که نمـــــیرفتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غريبه اي اما آشنا تر از من به مني،مرا ميشناسي،حرفهايم را ،دردهايم را،گلايه هايم را،همه حس وجودم را،همه را مو به مو از بري. تو غريبه اي اما آنقدر آشنايي كه گهگاه پشت پلكهايم خانه ميكني و در روياهايم سرك ميكشي،آشفتگيم را نا گفته ميفهمي و حرفهاي نزده دلم را واژه به واژه واگويه ميكني. مرا با خويش بيگانه كردي و با خود همراه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق چیزی نیست جز بارانی ازغم پشت یک پنجره تا مهری حس کند حال و هوایت را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه دردناكست در برابر سوالهاي مكرر دل چاره اي جز سكوت نداشته باشي !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه داســـتانی خواهند داشت .... گرفتن دســـــــــــــــــــتهایت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگشتم را فشار می دهم ته فنجان وپرنده ای قلبم را ترک می کند فالگیر می خندد ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهي بايد آرامش را به كسي هديه داد تا به او فهماند تنها نيست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مانده ام سر در گریبان بی تو در شب های غمگین...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای رفیق روز های گرم و سرد سادگی هایم به سویم باز گرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در بازی زمان همه بازنده اند ، ... جز آنانکه از خود به یادگار نقش نیکی بجای گذارند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همهمه باد و نم نم باران و کثرت عابران پیاده در خیابان و سرمای بیدادگر و دلهای هراسان تنها منم که : به عشق وجود تو گرم و آرام و شادکامم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 26 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .