♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم نگرفته از اینکه رفته ای … دلگیرم از همه دوست داشتنهایی که گفتی ولی نداشتی …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فصل های من دیگر هیچگاه به بهار نمیرسند با این همه بیا و ببین که من هر روز برای در آغوش گرفتنت باران میشوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آمد اما بی صدا خندید و رفت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
«عشق سرآغازی است بر هرچه آغاز...»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کدام کوچه حسود ، قدمهایت را از من ربود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش اشك هايم آتش دل را خاموش كند كه سوزان تر از هر آتشی است. چرا من...؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وجدانم را محاکمه می کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دغدغه ی این روزهایم خطـ خـطـی هایی سـت که بنویسم و تو بخوانی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوری و دوستی كدام است؟؟ فاصله هايند كه عشق را می بلعند... تو اگر نباشی... ديگری جايت را پر می كند... به همين سادگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق ارمغان دلدادگیست واین سرنوشت سادگیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گيسوانـــم نــــوازش دستــــي را مي خواهــد با طعـــــم نـــــاز ... نه نيـــاز . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تولحظه های داغونی ؛ فقط یه نفرمیتونه آرومت کنه ، اونم کسیه که داغونت کرده ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .