♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مَــ ــ ــ ــن اَناری را،می کُنم دانه؛به خود میگویم:خوب میشُد اگر این مردُم،دانه های دلشان پیدا بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هــــــزار كلمه بر جای ِ خالـ . . . . . ـی اتـــــــــــ ریخته ام! اما . . . پُـــــــــــــــــر نشد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سال آوار مصیبت به دست ٬ دعای خیر دوست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد تو دستای پائیز ٬ دلم را به آغوش کشیده سرد نیست ! بوی زردی نگرفته ام ! دلم گرم است به مهر پائیز...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمستان سردیست !! ولی دستانم با آهی گرم میشود بعد تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تک تک نفسهام بوی توست......لامصب.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دستم در دستت نیست در این تاریکی مطلق به کجا روم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثــــ خدا نشو م ن و بهــ جرمــــــــ آدمـــ بودنـــ از بهشتـــــ بهـــ زمینـــ تبعید نکنـــــــــــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش او میفهمید که اشک، تمنای چشمهایی است که در حسرت دیدارش بی تاب و بی قرارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیاه لشکر بودم و فکر می کردم نقش اولم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چهاردیواری ام باشی کا[!]ت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه ساده و بی صدا از کنارم گذشتی...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .