♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این هیچ شکی نیست که جواب ابلهان خاموشیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من فرداراباشعر امروز عاشقانه آغاز میکنم ونمیگذارم دلواپسی های آمیخته باتردید گاه و بیگاه در خانه اندیشه ام سرک بکشد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جاده ها متروک شب و شوکران تنهایی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی آدمی در بیست سالگی میمیرد و در هفتاد سالگی به خاک سپرده میشود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم سرتاسر زندگی خودم را مانند خوشه انگور در دستم بفشارم و عصاره آنرا.نه. شراب آنرا قطره قطره در گلوی خشک سایه ام مثل آب تربت بچکانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بزرگی یه دنیا حرف فقط توی سکوت می گنجد و بزرگی احساس در چشم ها و خوشحالی در لبخندی بی انتها پس: سکوت ، لبخند ، نگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی نویسم از برای فراموشی......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منتظر نباش كه شبي بشنوي... از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام ! كه عزيز باراني ام را ، در جاده اي جا گذاشتم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر باران بر سر بامِ خانه ی ما با ترانه نمی بارد،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه به بازوی ستبر و صدای مردانه ام نکن! خیلی وقتها بی صدا میشکنم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آری برای من چیزی جز غم نمیتوانست معنای یک بی کسی را بیان کند. این بی کسی نبود که مرا غمگین کرد بلکه غم بود که مرا بی کس کرد. اما آنقدر بیکس شدم که نتوانستم حتی به غم بگویم : چرا؟چرا؟چرا؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .