♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچکس هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا / چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا همین یک لحظه را دریاب که فردا می شوی تنها . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا پره.. از آدم هایی با ظاهر قشنگ... كه هر روز لباس تازه ای میپوشند.. ولی نزدیکشون که میشی.. بوی كهنگی اندیشـه هاشون آزارت می ده..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به جرم وسوسه... چه طعنه ها که نشنیدی حوا...! پس از تو... همه تا توانستند آدم شدند...!!! چه صادقانه حوا بودی... و چه ریاکارانه آدمیم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفسم را حس میکنم همراه با صدایی صدایی مانند قدمی قدمی بر روی برگ های زرد پائیز رگباری را درک میکنم رگباری از جنس وهم وهمی که نمیدانم چرا چرا و چگونه چگونه بر سرم میبارد و سرم را به درد می آورد درد را درک میکنم درد را در وجودم درک میکنم...لامصب.....بی تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جهانم کوچک است! به اندازه خودم و هیچکس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اسیر فاصله هاااااااااااااا..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزهای نفس گیر...بی تو....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 14 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .