♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرنده سیم خاردار را آشیانه خود می داند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک کلبه...دریا...موج....شب...سکوت....من تنها..بی تو....گنجشککی زیر باران....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان بالای سرم یک رنگ است ، پس این هفت رنگی آدم ها انعکاس کدامین آسمان است ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز معتقدم که به قانونِ هیچ خدایی ، ماهی ِ بر خاک نشسته ...زنده نخواهد گشت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران ، زندگی ، چای ، بوسه، غایب ، خنجر ، سفالکسین ، نگاه ، دست ، یادگار ، لباس ،قلم ، آشیانه ، خیابان ، سکوت ، معلق ، H2O ، تاخیر ،اعتماد ، یاد ، دریا ، اضطراب ، امید ، تو ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه کن... که چه تلخ و غریب افتاده اَم، در قصه هایم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تب نیست هذیان های ذهن ِ متروک اَم ، برفکهایم به شدت چرک کرده اند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیریست که حرفهایم در بستری از بغض خوابیده اند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از ما که گذشت خدا !... ولی این رسم ساده اومدن و ساده رفتن رو از بین آدمهات بردار!!... نذار ساده بیان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی و گرمی روزگار را که چشیده باشی می فهمی که به عبور هیچ عابری اعتمادی نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس غریبیه کمی هم ترسناک هیج نباشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با من بگو آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما معصومیتمان را از دست داده ایم...در همان دیروزهای ِ کودکی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر بار که نسیم نگاهت بادبادک حواسم را هوا میکند ... من میمانم و قلبم ... من میمانم و احساس ... ... و تو ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .