♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم می خواد یکی بهم بگه با تمام وجودش دوستت دارم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل می سپارم به رقص موزون بادبادک ها و اوج می گیرم همراهشان تا بيکران لاجوردی آسمان.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی وقتها واژه ها حق مطلب را ادا نمی کنند هر چقدر هم که کنار هم بچینیشان باز هم یه جایی کم می آورند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیرنگ هم گاهی قشنگ است و زشتی با هم آیا گمانم ذهن من هم گیج و منگ است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا سرد است و پر از بوی باران خاک هم تشنه است شبنم ، پاشیده شده بر پشت پنجره مان وکم کرده ، غبار نشسته در آن سوی پنجره را.....و ميرسد صدایی آشنا در میان رقص دانه هاي باران..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها نه یکبار بلکه هزار بار دلتنگتر از همیشه ام و با حرف حرف نامت زندگی می کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هزار بار از حوالي گريه گذشتيم وكس نپرسيد زیر اين همه باران چه مي كني ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه ها منتظر حادثه ی پروازند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم کدام شب در تب آغوش تو خواهم سوخت ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .