♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـاران باشد یا نباشـد اینـجا یکـریز مے بارد از در و دیـوار ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چـه آرزوے دل انگیـزیست ! نوشتن افسانـه ای عاشقانـه بر پوست تنـت و خوانـدن آن برای تو ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همـه چیـز از دستـــ رفـت حتے پروانـه اے كـه مشتـم را بستـه بود در این سرزمین خالے خبر از بےاحتمالی آسمان مےرود تصمیـم گرفتـه ام لاے زخـمهایش گنــدم بــكارم شاید كسے پاے گنـدمها دخیـل ببندد تا آسمانے را كـه مے رفت برگرداند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ساده بودم که فکر میکردم قلبت را فقط به من داده ای نمیدانستم چند کپی هم دیگران دارند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گروهان آماده ....هدف قلب قلب مقابل.........شلیک ......تمام......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنچنان دلم گرفته است که هزار رکعت شبانه هم آرامم نمی کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنت به اسب سفيد روياهاي من.......يا الاغه يا چلاقه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشکهای چشمام به دستور قلبم هی می ریزن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قسم به آخرین فریادی که در حنجره است....به گریه های من و افسوس توخالی من قسم به این شب و شعرهای خط خطی ام دوباره برگرد به قلب لعنتی ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نـــه ايـــــنكــــــــه زانـــــو زده باشــــم نـــــــــه فــــقـــط تـــنهــــــايـــــــــــى ســـــــنكيــــــن اســــــت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفت : میخوام برات یادگاری بنویسم . گفتم : کجا ؟ گفت : روی قلبت گفتم : باشه ، بنویس تا همیشه یادگاری بمونه یه خنجر برداشت گفتم : این چیه ؟ گفت : هیس ساکت شدم گفتم : بنویس چرا معطلی ؟ خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت دوستت دارم دیوونه اون رفته خیلی وقته کجا ....؟ نمیدونم اما ....... هنوز زخم خنجر یادگاریش رو قلبم مونده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته آسمون ... نمی تونم گریه کنم ... شکنجه میشم از خودم ... نمی تونم شکوه کنم ... انگاری کوه غصه ها " رو سینه ی من اومده ... آخ داره باورم میشه ... خنده به ما نیومده ... .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .