♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروب مي رسد پی طلوع خستگي و من تمام لحظه هاي ساده ي تو را كنار آتشي كه شعله مي كشد نظاره مي كنم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبيه كسي شده ام كه پشت دود سيگارش باخود مي گويد: ترك مي كنم، سيگار را خانه را زندگي را و باز پكي ديگر مي زند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"تنهایی" سرنوشت همه ما آدم هاست و غربت که مرا نفس میکشد در آینه که مینگرم "تنهایی" ام!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای از تو نوشتن مرا خیال تو کافی ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان ابریست مثل خانه من.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جای سه حرف خالی خطي تيره و سياه بر گوشه قاب عکسات!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنجا که امید است همه چیز هست خداوند بندگان اش را در روی زمین دوست دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ جای جهان خانه ی من نیست.........بادهای سرگردان جشن گرفته اند سرگردانی ام را......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزنامه ها نوشتند با خط درشت از من .....مردی با پیشانی بلند یقه باز و موهای پریشان که گره می دهد باران های بهمن ماه خزر را به گلهای روسری دختری در اینجا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
های ای دنیای عاشق کش.......به خود نناز........اگرچه یک مرد رفته از یادم.........عشق می ماند با من .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبانه های شعرمن ترا بهانه می کنند.....نمی آیی؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 14 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .