♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقی ست دیگر حواس نمی گذارد"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روز، کسی، به من لبخند خواهد زد، و خواهد گفت: "من تمام جاده ها، تمام فرودگاه ها، تمام ایستگاه های قطار را به انتظارت ایستاده بودم، چقدر دیر آمدی ، چقدر..."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بالاخره به دو راهی خواهیم رسید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست داشتن، نفسام را میبُرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غرق می شوم میان تلخی سلام ات......مچاله می شوم درمیان نگاهت......حبس می شوم درون جعبه ی سیاه تنهایی هام ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس که میکشم مثل " ها " کردن آیینه نقش میبندد دستهایت بر پيكره ي بودنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزا که تموم شد، میام میزنم رو شونه ات میگم: جنبه رو حال کردی ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش کمی از صدای تورا زیر بالشم پنهان کرده بودم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه اهمیت دارد ، گذشته ها گذشته .... چه اهمیت دارد حقیقت چیست ، کجا رفت ! من از آنچه بودم جدا شدم باید رفت ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 25 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .