♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من که ماندم و با صداقت عشق را به تو ابراز کردم ماندم و در آتش دلتنگی و فاصله سوختم ! من که ماندم و بهانه ای برای رفتن نیاوردم ، یکرنگ با تو ماندم و یکدل نیز خواهم ماند! با غم عشقت ساختم ، در برابر سرنوشت ایستادم و در مقابل همگان تنها نام تو را فریاد زدم ! حالا نوبت تو است ! تو خودت را نشان بده و بگو که عاشقی ! چرا سکوت کرده ای؟ چرا حرفی نمیزنی ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر جا که بروی به دنبالت می آیم ، به من بگویی نیا ، باز می آیم! می آیم تا به تو برسم ! هر جا که باشم ، همینم ، یک عاشق ! عاشقی که دیگر هیچ چیز برایش مهم نیست و تنها تو برای او با ارزشی! زندگی را با تمام زیباییهایش بدون تو نمیخواهم! زندگی را با تمام سختی هایش تنها با تو میخواهم! هر جا که باشی ، من هستم ، دنبال من نگرد ، من در قلبت هستم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهم نیست که یک دیوانه ام ، مهم نیست که لحظه به لحظه دلتنگم ، مهم نیست برایم دیگران چه می گویند مهم این است که دوستت دارم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شعار نیست ، ولی ای عشق من باور کن که بدون تو حتی یک لحظه نیز نمیتوانم نفس بکشم و زندگی کنم.... ای عشق من زندگی بدون تو برایم هیچ مفهومی ندارد ، زندگی برایم بی تو دیگر به معنای زنده بودن نیست به معنای مرگ است... این حرفهایم احساسی نیست ، این کلام قلبی من است آری عزیزم بدون تو هرگز! بدون تو ، زندگی نیز بدون من است ، و دیگر هیچ نامی از من در این دنیا نیست! عزیزم اینها شعار نیست ، اینها شعر و کلمات عاشقانه نیست! اینها همه یک حقیقت است... حقیقتی که سالها به آن اندیشیده ام تا به آن پی برده ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگذار که در سکوت تلخ زندگی تنها بمانم ،......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا دیگر به خاطر من آن چشمهای زیبایت را خیس نمیکنی ٬ و گلهای رنگارنگ باغچه را دسته دسته برایم نمیچینی! دیگر به خاطر من سر به بیابان نمیگذاری ٬ و خاطره های تلخ را از یاد نمیبری! دیگر مثل گذشته با خواندن متنهایم اشک نمیریزی٬ و هیچ احساسی نسبت به من و عشق من و درد دلهایم نداری! دیگر عکس مرا در آغوشت نمیگیری و با آن درد دلهایت را نمیگویی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیا تا دوباره با دلی پر از امید و دلگرمی با حضور تو اینبار عکس پاییز را زیباتر از بهار برایت نقاشی کنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم خود به خود هوس باران را میکنم.... آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود هوس یک کوچه تنها را میکنم.... آن لحظه است که دلم میخواهد تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم... قدم بزنم تا خیس خیس شوم ، خیس تر از قطره های باران.... خیس تر از آسمان ، خیس تراز درختان....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بسوزان مرا ، انقدر با شعله هایت مرا بسوزان تا خاکستر شوم .... هر ذره از شعله های آتش عشقت برایم شیرین است ، زیرا از ذره ذره آن محبت و عشق می بارد ..... می سوزم در این آتش عشقت ، می سازم با این لحظه ها و می نازم به این پاکی و صداقتت..... افتخار میکنم به تو ، به این قلب آتشین تو و به این رنگ زیبای شعله های سوزناک و پر از مهرت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راه دشواری تا پایان زندگی مانده است ،...............غم و غصه های عاشقی به سراغم آمد … همچنان او همسفرم ماند…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش زمان دلتنگی ام تو در کنارم باشی ................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با تو دیگر عشق قصه نیست......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم... کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم در حسرت چشمهایت هستم ، چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .