♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غریبه که بین ما نیست هست؟ منم و خیال ِ تو گاهی گمان می کنم هیچگاه دوستم نداشتی و این بیشتر از نداشتنت و نبودنت قلبم را می شکند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عادت هایم همه دارند ترکم می شوند جز عادت فکر کردن به تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه شغل عجیبی ! شروع هفته تو را می بینم باقی هفته به خاموش کردن خودم در اتاقم مشغولم....... شمس لنگرودی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاي رفتن ندارند خاطره هايي كه با تو آمده اند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جان دلم! تقویم را بهانه نكن..پر نمي شود خالي اين روزها.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جفت شش هم كه بياورم، امشب را باخته ام! به بازي چشمانت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی مماس گاهی موازی حالا شبیه خط شکسته ! فرقی نمی کند هندسه ی جاده ها وقتی قرار، با تو رفتن باشد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به شماره افتاده اند این نفس های بی تو خدا کند که بمیرم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهانهای نمانده است دیگر برای عاشقی کردن.....وقتی تو باشی و من برگها را با خیالَت زندگی می کنیم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .