♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا هم شيرين شده! و تمام فرهاد و خسرو ها به جان هم افتاده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر قدر گیسو زردتر کند گندم زار لبخند داس بزرگتر می شود دل گنجشک شکسته تر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آب از سر تشنگي ام گذشت گلويم را كه بريدند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک طرح عاشقانه تقدیم به او .......این همه شاعر این همه شعر عاشقانه عجیب نیست وقتی تو لبخند می زنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جرعه جرعه سر می کشیم جهنم را تا بهشتی شویم زندگی را خلاصه کرده ایم در چرخ دنده دنده دنده های ساعت دیواری و می بلعیم با قرص های اعصاب خواب های رنگی کودکی مان را چه قدر سیم خاردار کشیده ایم دور خودمان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب : " هر تکه ای از من می میرد "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا می داند دلم تنگ است برای تو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گمگشته ای هستم که در این دور بی مقصد کاری به جز شب کردن امروز یا فردا نمیداند ...!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .