♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر نفسی که فرو می رود لزوما ممد حیات نیست و چون بر می آید گند میزند به ذات...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اسمش "فضای مجازی "است یعنی صورتها را نمی توان اینجا دید اما بسیاری ؛ سیرتهای واقعی شان را فقط اینجا نشان میدهند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست هایم را در پناه دستانت ترجمه کن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد از تو هیچ بهاری به زیبایی پاییز نبود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید هر گلی بوی خودشو داشته باشه اما هیچ گلی عطر تو رو نداره...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می شود یعنی فقط یکبار ِ دیگر طلسم این سالهای سرگردانی بشکند تو باشی و من؛ تا باز دوباره بی هیچ هراسی به دور از چشم ِهمه بتی بسازم و "تو "های شعرم را در آن بریزم با نوشته هایم غرق بوسه ات کنم و مطمئن باشم که هستی که می بینی که می شنوی که لبخندهایت مال ِ من است و چشمهایم با اطمینان بگویند که دوستت دارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از خودم می ترسم وقتی میان دستهایم میان چشمهایم میان دلم حتا میان همین کلمات انکارت می کنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیشتر از واقعیت تو را میان این کلمات نَفَس کشیدم زندگی کردم و باور کردم . . . می روم اما هنوز هم دلم روشن است که روزی از زوایای گریه هایم ظهور می کنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق .......بازی سرش نمی شود.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه آسوده گام برمی داری و چه بی ریا پا به دریا می گذاری بی آنکه نمی برداری و جامه عوض کنی اما من که خانه را با جلبکهای دریایی فرش کرده ام پا به رودی گذاردم و تا سپیدی موهایم غرق شدم. کاش پیش از اعتماد به آفتاب عمق چاله های گونه ات را پیش بینی می کردم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر خلاف نوشته هایم....خیلی احمقم.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نام تو را می نویسم.....با صدف ها بر ساحل شنی....لعنت بر امواج دریا که نامت را ........
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 3 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .