♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخرین قطار هم رسید.................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توی اوج سادگی چه زیباست اندوه تو !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوای خوبی است...،اگر تو هم بخواهی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلب من دوباره تند تند می زند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلمی از قلمدان قاضی افتاد. شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید. قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ. تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟ مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی "عبید زاکانی"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه...زیبا ترین حرفت را بگو..به آنکه دوستش داری....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تورو دوست دارم ولي حرف نزن وقتي حرف ميزني هزار نفر تو گوشم كف ميزنن.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پدرم می گفت : پدر بزرگ ات ، دوستت دارم را یک بارهم به زبان نیاورد مادر بزرگ ات اما یک قرن با اوعاشقی کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانو من هم روزی پیر خواهم شد اما تو آن زمان به عکس این روز هایم خیره شو آن وقت تو هم عشقی جوان خواهی داشت . . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نامه ای برایت می نویسم هوا بارانی می شود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا دارد کوچک می شود فاصله ها نزدیک اما تو هر روز دورتر می شوی از من در این دهکده ی مضحک....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما همه در شبستانهای ذهن خود گریان اسیریم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .