♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک فنجان قهوه کنار تو....خاطره ای میشود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به جاي خالي ات بيشتر از خودت عادت كرده ام..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه تمام شد و من هنوز بیدارم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی نیمکت پارک زن فالگیر فالم را می گیرد می خندد به فالم..... کف دستم خالیست خالی از دستانت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هم ...به تمام دلتنگی های از سر گذشته ،روزی خواهم خندید . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریا امشب... آرام است . همچو قبرستانی که ندارد زجه و ناله و فریاد و فغان .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تگرگ ها طغیان اشک های در سکوت مانده اند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .