♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هراس و سوختن توی بایگانی مغز فقط شکلی مجرد از کلمات کوتاهند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسان زمان دوران ..........سرگیجه های نهان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستانی اگر باشد برای گرفتن سقوط ترسناک نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشک اگر ترجمان باران باشد ، همیشه بهار خواهیم شد ایوان را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من آن ابرم که در گرمای مرداد اگر باران ندارم ،سایه دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه می کنم به آسمان چشم انتظار قاصدکی ازتو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فرو می خورم حسی که از قسم گذشته است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاشتم داشتم چه بد برداشتم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک دوست دارم دلش خیلی بزرگه اندازه یک دریا مهربون ،فداکار مثل آب زلال ،دوست داشتنی امافقط برای دیگرون
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتشم ، ودر عطش باتوبودن گدازه ام اما تصویرسردی نگاه تو،پس از مستی و فروخفتن آتش تنم را می لرزاند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی وقت ها می خوام همه چیز رو دوباره بنویسم الان هم از اون وقت هاست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گنجشک پر کبوترپر وپروانه پرمی کشد اما خیال تو آشیان کرده است درذهنم از زمان بازی کلاغ پرمان ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه شماری می کنم اعداد بی نهایند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .