♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگـــــــران نباش ! چشم های وحشی ِ مرا هیچ نگاه هرزه ای رام نخواهد کرد تو فقط از مرز چشم های ِ دلم ، پا بیرون نگذار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این منم كه اهل دریام ، اهل عشقم اهل بارون.به چه می اندیشی؟؟؟؟ به سکوت.به خزان؛به شقایق به قرار؛به سکوت یا به تقدیر رقم خورده خود آه ای همدم راز دل من به جز عشق به جز اندوه دل پروانه به هیچ نمی اندیشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اونائی که ما عاشقشون هستیم هیچ وقت از ما دور نمیشوند هر روز کنار ما راه میروند اما دیده نمیشوند شنیده نمیشوند و هنوز نزدیک و هنوز عاشق هنوز دلتنگ و خیلی عزیز
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با توام با تویی كه داری با خودت فكر می كنی مخاطب این نوشته ها كیه این بار از خود تو گله دارم...شاید منظورمو نفهمی اما اونی كه باید بفهمه فهمید اونی كه اهل دله فهمید خیلی وقت ها نمیشه حرفی رو با كلمه و جمله بیان كرد باید با دل گفت با دلی كه سرشار از عشقه و باید از چشم خوند و باید با سكوت جواب داد و باید .... و باید ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید از بس رو سفید شدیم پاییز آینده جای باران برف در سرزمینمان بارید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هم خواهم مرد اما در حصار تنهایی در کنار تنهایی به کنج خانه خواهم مرد وقتی که ماه با طلوعش خورشید را با غروبش به سیاهی می نشاند من بی تو چه سخت جان خواهم داد وقتی که کنارم نباشی اجل هم خسته خواهد شد از لجبازی من چشم هایم را کور خواهد کرد گوش هایم را کر و اما من دل به عشق سپرده ام دل را چه خواهد کرد؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار تا بشکنم این بغض را درست حوالی یک روز آبانی بود که دلم میان گیر و دار حادثه در کوچه های بارانی شکست و عاشق شد و سه شنبه را به سوگ نشست.... درست حوالی آبان هزار و سیصد و درد بود که ناباوری برایم باور شد و در انتظار برگشتنت رفتنت را گریستم درست حوالی بغض و تنهایی و غروب و باران بود قطار رفت تو رفتی و ایستگاه مرا با خود برد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران بند آمد اما خون دل من نه هم چنان سد ها را می شکند و می تازد و پیش می رود و این ها هیچ کدام دست من نیست تقصیر که نه اما کار دست هنرمند توست که مدام طوفان خلق می کند و ناز می بافد و جنون مرا پر رنگ می کند و داغ مرا ارغوانی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بگویم؟ قصد نوشتن که می کنم تنها تویی و تو و تو می ترسم آنقدر تکرارت کنم که پیدا شوی پس همینجا بنشین در گوشهی دنج قلبم آرام و بی صدا که باشی ، ماندن، حتمی تر است وگرنه وادار به فرارت می کند جبر زمانه ..................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا رقص را دوست دارم اما رقصاندنت تلخ است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی می خواهی بروی و پایی نیست و حتی دلکت هم همراهیت نمیکند ، سخت است که بی آنها بروی اما باز سخت است که بمانی و ببینی عقلت تو را رها کرده و جلوتر از تو دارد می رود . و تو که سردرگمی که چه کنی با که بمانی یا اصلا نمانی و شاملو را فریاد بزنی بهشت من جنگل شوکران ها ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهانه گیر شده ام .. نمی دانم چه ام شده است....تو که آمدی دلم رفت تو رفتی باز هم دل رفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برای کسی تنگ است که دیریست دلش از من خالی شده است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .