♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تلخی این روزهایم را ببخشید… دیگر قندی در دلم آب نمیشود…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عکس از پایم گرفتم شکستگی دلم را نشان داد!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
...مسخره بازی شده اینجا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این چه وضعیه مدیران محترم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زخمِ صورتت بودم ...حتی ناخواسته ......! چقدر دست می کشیدی به سرم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا کسی مرا دود کرده مثل سیگار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کمی گیج میزند الکل ; در ....( مغزم ) سایه ای روی دیوار سیگار می کشد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی وقت ها نباید شعر را کامل نوشت بلکه باید ادامه اش را سیر گریه کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من رسول حسرتم تو خدای آرزو تو به ماه رفته ای من به آه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی فکر می کنم ان شاء الله یعنی : خدا مانع ِ بسیار بزرگی است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب که می شود آرزوهای خفته ام جان می گیرند,
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .