♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمي دانــم چــرا بيــن ايــن همــه ادم پــيــله کــرده امــ بــه تــو شــايد فــقط با تــو پــروانــه مي شـــوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای خریدن عشق هر کس هر چه داشت آورد ،دیوانه هیچ نداشت و گریست ،گفتند چون هیچ ندارد می گرید ، اما هیچ کس ندانست که قیمت عشق اشک است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خــــط زدن برمن،پایان من نیــــست آغاز بی لیاقتـــــی توست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
*تمام حجم خیالم،از تو لبریز است*
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می روم ! مبادا بدرقه ام کنی ! یا که به انتظار،چشمانت را به کوچه بدوزی....! جامانده ! من رفتم چمدانم را بردم تو هم دلتنگی ات را بردار و در جیبت بگذار بخدا که لیاقتش را ندارم !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معنای زندگی ام تنهای هستی من عشق من جملات نمی توانند احساس مرا آنگونه که هست بازگو کنند ولی بدان من فقط تو را دارم و برای تو زنده ام .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران بر دل پاييزيم مي بارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توی کلبه چوبیم نشستم وسط جنگل ریزش برگ صدای باد می آد صدای پا درو باز کردم جز قیافه ی تو چیز دیگه ای پشت در نیست یک رویا یک توهم ترس سکوت زوزه ی باد خزان، روياي من كلبه چوبي تنهاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به چشمانم نگاه کن....... آنها را به خاطر بسپار آنها همیشه نگران تو هستند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا دستهایی که به سمتت بلند میشه رو نا امید برنگردون.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلب غمگین........ کاش می شد... ............ ........... ......... ..... .. کسی نقطه چین های تنهاییم را پر میکرد/
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روز ها خلوتِ کلام تو _بر سرِ مزاری دلتنگ_ هم آغوشی پلک هایم را نقاشی می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه ی شیرینیست لحظه ی در کنار گل بودن یا که در انتظار گل بودن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و آئینۀ اوهام و خیال ، که می کشم بار فردا را به دوش. فردا،یک سرِ پر از خالی ز دوری و نفاق، بوسه بر دستهای اشتیاق، نگاه به لبهای نیمه باز عمر، محال است بمیرم در جوانی در این وادی عشق، من می مانم و یک طالع نیک که بوی نوزاد می دهد، بوی خاک باران خورده و بوی نرگس می دهد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیروز، من و دلهای سپید و اقاقیهای سرخ، کاجها و زنبقهای بنفش، یک قلب پر از خاطرۀ برگهای زرد، من و بن بستی که شاه راه همه دلهای گرم. امروز، یک باغ پر از تنهایی، که در آغوش دارد درختهای سر به فلک کشیدۀ سکوت را،
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .