♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این را پرنده ای می گفت وقتی که در نسیم شناور بود: " وقتی که پشت پنجره باشی، بهار هم، چون روزهای زمستانی است"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهم نیست بگذارآدم های این حوالی خیال کنند من دیوانه ام من بازهم باتوحرف می زنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
براین برجای ماندنم لعنت براندیشه های اندوهناکم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم این همه دلتنگی را برای چندلحظه کجابه امانت بگذارم تاکمی این بغض که باآمدن زمستان تازه شده آرام بگیرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایاخودم رابه تومی سپارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به زمستان بگوییدبرود....در زمستان مهربانی راجیره بندی کرده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایت دعامی کنم برای آمدنت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ازترس به خود می لرزم....ازروزهایی که نیامده روزهایی که می آید وازدورسیاهی رابه من نشان می دهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از شمال ایران زمین برایش می نویسم ،..... حالم خوب نیست می توانی چاره ای کنی هنوز برای رفتن به میان جزر و مد دل تنگی ها دست و پایم را گم می کنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تردید دستانم می دانند به کجا باید کاشت دانه ی ترد نیلوفر دانایی را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چراغ ها را خاموش کن و چشمهایت را ببند.......مرا در آغوش بگیر...در کنج دنج آغوشت که پناهگاه خوبیست برای گریه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبیه درختای غمگین شهر پر از زخم و تاریخ و امضا شدم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید کمی صبر کنی تا یقین کنم کلماتی که می بارند از جنس بارانند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .