♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیس میشوم از خیال تو و تمام روزهایی که باران بارید و تو نیامدی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف دل ســـــاده مــــن بوده و هست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
و چــه امیـــدی بـــود کــه تــو را خــواهـــم دیـــد حــس زیبــــایــــی بــود بــی شــک و بــی تــردیـــد صــد هــزاران افســوس بــر مــرامــت ای یــار کــه نگشتــی خوشحــال تــو بــرای دیـــدار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نادان تر از آنم که باورم کنی...! و دانا تر از آن که ایمان بیاورم،،به هر چیز احمقانه ای! مرا کشف نکن ابن جزیره نه گنجِ نهفته ای دارد نه قومِ آدمخوار تنها در من کمی زندگی کن کمی قدم بزن............!!لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حتی وقتی می دانم نمی آیی! پشت همان میز دو نفره می نشینم و به در خیره می شوم. انتظار تو را کشیدن هم زیباست! باور کن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با عبور هر رهگذر با ورود به هر شهر چشمانم بی اختیار تو را جستجو می کند این چه آتشی بود به جانم انداختی؟...لامصب
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا..... کجایی این دنیات وایسادم من بهم... نشون بده.... خسته شدم از بس خسته شدم... خدایا چنان محتاج آرامشت هستم... خدایا....چرا نمیتونم ببینمت؟؟؟چرا برام هنوز مبهمی؟؟؟ چرا؟؟؟؟؟ خدایا نمیدونم یا بخاطر ذهن محدودمنه یا ذات تو اینطوریه که من از درک واقعیت عاجزم خدا... خدایا..من پاک نمیشم...خاکم کن... خاکم کن.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتش برمیگردم.....نگران نباش... برگشت ولی تنها نبود.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در قلبم چه آشوبی به پا کرده ای ......لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ریگ که هیــــــــــــچ وقتی بدنبال زندگی ، پای دویدنم شکست ... باید دستگیرم میشد ؛ من کوه به کفش دارم.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .