♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایـنـجـا . . . تـازه شـب کـه از راه مـی رسـد . . . اول فـاجـعـه اسـت !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگارم آرزوی دلنشینم چرا خواندی؟چرا راندی چنینم؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از حال دلم پرسید گفتم که خراب! پرسید از آرزو...گفتم که سراب! گفتا به چه دلخوشی در این لحظه و سال؟ گفتم به خراب و به سراب و به یه قاب!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه ی هستی من می سپردم که مواظب باشی جنس این جام بلور است پر از عشق و غرور است اگر بازیچه شود میشکند...میشکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گریه شاید زبان ضعف باشد/شاید خیلی کودکانه/شاید بی غرور/اما هربار گونه هایم خیس میشود میدانم نه ضعیفم/نهیک کودک/میدانم پر از احساسم......... پر از احساسم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا ....................فقط همین.....................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دعوتم کن . به مهمانی !؟ رفص چشمها .... طعم لبها ـــیـت ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستـــــــــــانــــــــم را به دور خودم حـــــلقـــــــه میکنـــم جای خالــــــی تو هنوز هم بین آغوشـم خــــالیــــســــــــــــت ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگى باز هم حضور سنگینش را تحمیلم میکند. چه بنویسم از این همه روزها و لحظه هایى که به قول آینه در خود میشکنم اما غرور بغض نشکسته ام را به آهى سرد فرو مینشاند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهربان از سر کودکی من بگذر ، باید آرام به سجاده تعظیم روم ، شعرم آخر شده ، انگار زمان وصل است " به خدا می دهمت عاریه وار ، آری عاشق شده بودم این بار
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .