@❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥ حسّ من، مرطوب نیست. اگر می چکد، برای زایش زمین است. برای ، سوزش شخم های نابارور کسی حرفی بزند، دعایی بخواند! خاک، بر زانوی خود نشسته است. استخوان آسمان، در گلو مانده مرسوم نیست نفس هایم را، باد ببرد.
بی فایده است ..دیگر نه قلم یاری میدهد مرا و نه کاغذ تحمل اشک هایم را دارد و نه دست هایم توان نوشتن دردهایم ....گویی رفتن بر پیشانی همه ما مهر دردناکی شده ...میرویم با همه خاطرات تلخ وشیرین مجازی...اگرچه تلخ ....اما بدرود همه مهربانان دنبالر ....شاد وسربلند باشید
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .