♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل نوشت هایم را روی دیوارهای این غار حک می کنم شاید روزی آیندگان بگویند غار نشینها نیز عاشق بودند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرد که باشی ... دوست داری ... از نگاه یک زن مرد باشی ..! نه بخاطر زورِ بازوها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فـقـط تـویی که از لـب مـن شعـر میشوی...!!! هـرکسـی لایق غـزل عـاشقـانه نیسـت...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تَـمــآمـ سَهمــ مَــنـ استـ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را بسته امــــ به شعر و گر نه نبودنتـــــ . . . دردی نیستــــــ که از سرمــــ باز شود . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهائی ... نه نوشته می شود نه خوانده ... ، بغض می شود ... گریه می شود ... درد ِ بی درمان ِ کوفت ِ زهر ِ مار می شود .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که آمده ای هی دست و دلم را نلرزان و هی دلواپسم نکن اگر نمی مانی بیابان های بی باران منتظرم هستند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .