♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه از یه جایی به بعد نـــــمیتونی بزاریش کنار ؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی حوصلهای. آسمان روی سرت سنگینی می کند. دهانت تلخ است ودستهایت پر از زمستان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میترسم باران برتمام دنیا ببارد و تو نباشی از آن روزی که رفتهای من عقدهی باران دارم…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسانهای قوی می دانند چگونه به زندگی شان نظم دهند . حتی زمانی که اشک در چشمانشان حلقه می زند همچنان با لبخندی روی لب می گویند: "من خوب هستم"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غمم از وحشت پوسیدن نیست غمم از زیستن بی تو در این لحظۀ پُر دلهره است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهربان باش تا این درد بی دلهره از تنم رخت برببندد تا نفس به سوی تو می اید ومی رود این استخوان مُرده را بجای دست های تو می فشارم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .