♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه نشین شده ام بی هیچ خاطره ای ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما نقاشیم آنها قدم هایی را نقد می کنند که قلب ندارد.... نمی بینند چگونه قاب عکسها قیامت می کنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل شکسته ام..... همچون مادری که لباس های ورزشی بچه اش، بوی سیگار میدهد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
و چه بی ذوق! جهانی که مرا با تو ندید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای کسی که آتش گرفته! توضیح دهید که نباید بدود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسرت مرا دیواری می فهمد که به او نگاه می کنی اما دلت جایی دیگر است...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلماتم چه سنگین شده اند نمیدانم شاید بالی برای پرواز نمانده شایدهم جملاتم از خستگی نای بیدارشدن ندارند ولی من هستم بیدارم در رویای خود میرقصم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تکرار غزل مرگ دیگر اشک ندارد .....چرا بی پروا آرزو آوار کنم بر سر رویا ها....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .