♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مکث خواستم .....از خالق....او مرگ را نشانم داد....عجب خدایی دارم ....شکر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خانهای ندارم. سقفی نمانده است. دیوار و سقف خانهٔ من همینهاست که مینویسم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف گوش کن نیستی خب؛ هزار بار گفتم دست به موهایت نزن من فقط همین یک مدل، شعر نوشتن بلدم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه به خودم رفته نه شبیه دختر همسایه است... مادرزاد به تو رفتهاند این شعرها!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ته کشیده ام انگار در رسوبی مبهم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای آن کس که باور دارد.... غیر ممکن وجود ندارد......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل درگیری باد می مانم در درزهای نامرد پنجره. و گیر کرده ام میان بودن ها و نبودن های این دنیای غریب!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکبار پشت تردیدهای یک مرد چشم بگذار خواهی دید چقدر اشک را در این بازی قایم کرده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از جنس سایه های گمشده ام ..می نویسم شاید رنگ مفاهیم را دیگر بار زنده کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میتــرســم… کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد نغمــه ِ دلـت را بشنــود و تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!! چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت! ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفتی در خیابان نشستم گریه کردم... از غم دردی که دیدم بی تو هستم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .