♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رقص باد..که به روز میشود در گیسوانت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرزوها... خود را می بازند در هماهنگی بیرحم هزاران در - بسته.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ازشعر به شعور پروانه رسیدم، آنجا که کرم گرم بود در پیله وشیر دربیشه خورشید می زائید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نتکان درختها را. درست است که پاییزآمده اما بگذار این برگها با سلیقه خودشان پایین بیایند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زير لايه هاي سكوت و فراموشي خواهم پوسيد ولي كتابهاي من سنگ قبر من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردن چقدر حوصله میخواهد بیآنكه در سراسر عمرت یك روز, یك نفس بی حس مرگ زیسته باشی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاست خانهء این ناخــــ ــدای سرگردان ؟ کجا به آب رسد تشنه ، با فریب ســـ ـــراب؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام اين عاشقانه هاي تكراري و زمزمه هاي پر درد را كه كنار هم بگذاري فقط به يك چيز مي رسي : تنهــ ـ ـــــايي ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه خانه نه مغازه نه محل کار هیچکدام نمیدانند من میتوانم ساعتها دست در دست تو قدم بزنم و به هیچکدام نرسم: نه خانه نه مغازه نه محل کار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه قدر چای که ننوشیدم در کافههایی که با تو نرفتم و چه نیمکتها که مرا کنار تو ندیده فراموش کردند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موی رها بر شانه ... دستهایت کجاست که هوهوی باد شود؟ ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .